اهمییت آبرو و حفظ آبروی دیگران در قرآن

اسلام به آبروبانی (پاس‌داشت آبروی آدمی) ارزش و اهمیتِ زیادی داده است و در جای جای احکام اسلامی،‌ دستوراتِ بسیار ظریف و سنجیده‌ای جهتِ حفظِ آبروی خود و دیگران وجود دارد که همگی موجبِ تکریم بنی‌آدم است.

قرآن حکیم
واژه آبرو

«آبرو» به معنای اعتبار، قدر، جاه،‌ شرف،‌ عِرض و ناموس است. (1)

 

جلوه‌های آبروبانی در قرآن

از نظر قرآن کریم، انسان کرامت (2) و شرافتِ ذاتی دارد که خداوند به او داده است و می‌فرماید: وَ  لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی ءَادَم ؛ (3) «ما فرزندانِ آدم را کرامت بخشیدیم.» و به خاطر همین ویژگی، بر دیگر آفریدگان برتری دارد.

از بارزترین جلوه‌های برتری و کرامتِ‌ انسان، داشتن عقل (4)، حیا و تمایلِ او به آبروبانی است که باعث می‌شود به هر چه که احترام و آبروی او را تهدید می‌کند، واکنش نشان دهد؛ لذا نخستین زشتی؛ یعنی عریانی عورتش را ـ‌ که منافی با احترام و آبروی خود می‌دانست ـ‌ با استفاده از پوششی پوشاند: « فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَ طَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ» ؛ (5) «و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان] بر آنها آشکار شد و شروع به قرار دادنِ برگهای [درختان] بهشتی بر خود کردند، تا آن را بپوشانند... .»

 

آبروبانی‌ پایدار

قرآن بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید همواره لباسِ‌ تقوا و حیا داشته باشد و اهل ایمان و عمل صالح گردد و با عاشقانه عمل کردن به دستوراتِ خدا، نزد او آبرو و منزلت یابد. در این صورت، خدا بر اساس یک سنّتِ‌ همیشگی به او محبوبیت و منزلت والای اجتماعی می‌بخشد. خداوند می‌فرماید: « اِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ‌ الرَّحْمَنُ وُدّاً » ؛ (6) «مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، خدای رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد.»

آبروی مردم را کم‌ارزش نینگاریم و بدانیم که نقل تهمت ها و شایعات از گناهان کبیره است و کوچکی یا بزرگی گناه را باید خداوند تعیین کند. ضمناً توجه کنیم که همة اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله عادل نبودند؛ بلکه گروهی از آنان مرتکب گناه بزرگ (تهمت به همسر پیامبر) شدند، و خلاصه، بدانیم که تمام محاسبات انسانها واقع‌بینانه نیست

آبروداری در قرآن

خداوند در قرآن برای پاسداشت آبروی مؤمنان اهمیت ویژه‌ای قائل شده و همه آنان را به این عمل تشویق یا امر نموده و از آسیب زدن به آبروی دیگران نهی کرده است. نمونه‌هایی از دلیل این مدعا را در قرآن بررسی می‌کنیم:

 

1. شاهدطلبی در تهمت ها

«برای حفظ آبرو و شرف دیگران، اسلام برای اثبات زنا، چهار شاهد مقرّر کرده است،‌ و حتّی اگر سه شاهد گواهی دهند، هر سه شلّاق می‌خورند.» (7)

خدای متعالی می‌فرماید: « وَ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یأتُوا بِاَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً اَبَداً وَ اُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ »؛(8) «و کسانی که زنان پاکدامن را متّهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعای خود)‌ نمی‌آورند،‌ آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقانند.»

به این ترتیب نه تنها این‌گونه افراد را تحتِ مجازاتِ‌ شدید قرار می‌دهد؛ بلکه در درازمدت نیز سخن و شهادتشان را از ارزش و اعتبار می‌اندازد، تا نتوانند حیثیت پاکان را لکه‌دار کنند، به علاوه مُهر فسق بر پیشانی‌شان می‌نهد و در جامعه رسوایشان می‌کند.

در اسلام برای اثبات حقوق و جُرم، دو شاهدِ عادل کافی است؛ حتی در مسئلة قتل نفس با وجود دو شاهد عادل، جُرم اثبات می‌شود؛ ولی در مسئله اتهام به زنا، چهار شاهد الزامی است. ممکن است سنگینی وزنه شاهد در اینجا به خاطر آن باشد که زبانِ بسیاری از مردم در زمینه این اتّهامات باز است و همواره عِرض و حیثیتِ افراد را با سوء‌ظن یا بدون سوءظن جریحه‌دار می‌کنند. اسلام در این زمینه سختگیری کرده تا حافظِ اَعراض مردم باشد؛ ولی در مسائل دیگر، حتی قتل نفس، زبانها تا این حد آلوده نیست. (9) 

 

تهمت
2. معرفی تهمت به عنوان گناهِ آشکار

خدا در قرآن کریم، نسبت دادنِ‌ خطا و گناه خود به دیگران را ـ‌ که موجب خدشه‌دار کردن آبروی آنان است ـ بهتان و گناهی آشکار معرّفی نموده است و می‌فرماید:«وَ مَنْ یکسِبْ خَطِیةً اَوْ اِثْماً ثُمَّ یرْمِ بِهِ بَرِیاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَاناً وَ اِثْماً مُبِیناً» ؛ (10) «و کسی که خود، خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی‌گناهی را به آن متهم سازد، بارِ بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است».

قرآن بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید همواره لباسِ‌ تقوا و حیا داشته باشد و اهل ایمان و عمل صالح گردد و با عاشقانه عمل کردن به دستوراتِ خدا، نزد او آبرو و منزلت یابد تهمت زدن به افراد بی‌گناه با روح ایمان سازگار نیست؛ چنان‌که از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «اِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ اَخَاهُ اَنْمَاثَ الْاِیمَانُ فِی قَلْبِهِ کمَا ینْمَاثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ؛ (11) کسی که برادر مسلمانش را متهم کند، ایمان در قلبِ‌ او ذوب می‌شود، همانند ذوب شدن نمک در آب.»

در حقیقت رواج این کار ناجوانمردانه در یک محیط، باعث به هم ریختن نظام و عدالت اجتماعی و آلوده شدن حق به باطل و گرفتار شدن بی‌گناه و تبرئه گنهکار و از میان رفتن اعتماد عمومی می‌شود. (12)

اسلام شایعه‌سازی، شایعه‌پذیری و شایعه‌گستری را محکوم نموده و گفتن و پذیرفتن بدون تحقیق هر سخنی را ممنوع کرده است، تا از آبروی افراد، شخصیتها و جوامع جلوگیری کند

3. دفاع از ناموس

همسر شایسته کسی است که در غیاب همسرش، رازدار باشد، مالش را حفظ کند، به او خیانت نکند، آبروداری نماید و موجبات رسوایی او و خود را فراهم ننماید. از سویی اسلام با وضع قوانین ویژه، مانع از رسوایی هر فرد ـ‌ حتی از سوی نزدیک‌ترین کسانش ـ می‌شود و از آبروی آنها محافظت می‌کند، آنچنان‌ که خداوند می‌فرماید: « وَالَّذِینَ یرْمُونَ أزْوَاجَهُمْ وَلَمْ یکنْ لَّهُمْ شُهَدَاءُ إلاَّ أنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةٌ أحَدِهِمْ أرْبَعُ شَهَدَاتِ بِاللهِ إنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ » ؛ (13) «و کسانی که همسران خود را [به عمل منافی عفّت] متّهم می‌کنند و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد که از راستگویان است.»

 

4. شایعه‌ستیزی

اسلام شایعه‌سازی، شایعه‌پذیری و شایعه‌گستری را محکوم نموده و گفتن و پذیرفتن بدون تحقیق هر سخنی را ممنوع کرده است، تا از آبروی افراد، شخصیتها و جوامع جلوگیری کند. از جمله اینکه خداوند می‌فرماید: « إذْ تَلَقَّوْنَهُ بِألْسِنَتِکمْ وَتَقُولُونَ بِأفْوَاهِکمْ مَّا لَیسَ لَکمْ بهِِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیناً وَهُوَ عِنْدَ اللهِ عَظِیمٌ » ؛ (14) «به خاطر بیاورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر می‌گرفتید و با دهان خود سخنی می‌گفتید که به آن یقین نداشتید و آن را کوچک می‌پنداشتید، در حالی که نزد خدا بزرگ است.»

 

پیام آیه

آیة فوق پیام های جالبی دارد که توجه به آنها در پاسداشت حریم آبروی آبرومندان بسیار مؤثر است:

اوّلاً : پذیرش بدون تحقیق آنچه بر سر زبانهاست، محکوم است و سخن باید بر اساس علم باشد.

ثانیاً : آبروی مردم را کم‌ارزش نینگاریم و بدانیم که نقل تهمت ها و شایعات از گناهان کبیره است و کوچکی یا بزرگی گناه را باید خداوند تعیین کند. ضمناً توجه کنیم که همة اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله عادل نبودند؛ بلکه گروهی از آنان مرتکب گناه بزرگ (تهمت به همسر پیامبر) شدند، و خلاصه، بدانیم که تمام محاسبات انسانها واقع‌بینانه نیست. (15) 

 

5. پیشگیری از اشاعه فحشا

اسلام برای مصونیت جامعه و حفظ آبروی افراد، از شیوع زشتی ها و کاهش قبح آنها بین مردم پیشگیری می‌کند؛ لذا قرآن کریم می‌فرماید: «إنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِِینَ ءامَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ ألِیمٌ فِی الدُّنْیا وَالأخِرَةِ وَاللهِ یعْلَمُ وَأنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»؛ (16) «کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان شیوع یابد، برای آنان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید.»

قرآن بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید همواره لباسِ‌ تقوا و حیا داشته باشد و اهل ایمان و عمل صالح گردد و با عاشقانه عمل کردن به دستوراتِ خدا، نزد او آبرو و منزلت یابد. در این صورت، خدا بر اساس یک سنّتِ‌ همیشگی به او محبوبیت و منزلت والای اجتماعی می‌بخشد

مفاد این آیه در بردارنده مفاهیم زیر است:

الف. گستره مفهومی اشاعه فحشا و عواقب آن

باید توجه داشت که اشاعة فحشا مفهوم وسیعی دارد که هرگونه نشر فساد و شیوع زشتی ها و قبایح و کمک به توسعه آنها را شامل می‌شود. در پایان آیه می‌فرماید: «و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.» او از عواقب شوم و آثار مرگبار اشاعة فحشا در دنیا و آخرت به خوبی آگاه است؛ ولی شما از ابعاد مختلف این مسئله آگاه نیستید. او می‌داند چه کسانی در قلبشان حبّ این گناه هست و کسانی را که زیر نامهای فریبنده به این عمل شوم می‌پردازند، می‌شناسد؛ اما شما نمی‌دانید و نمی‌شناسید. (17) 

فحشا

ب. ابزارهای اشاعه فحشا

علاقه به اشاعه فحشا، گاهی با «زبان» و «قلم» است و گاهی با «ایجاد مراکز فحشا» و تشویق دیگران به گناه و «قرار دادن امکانات گناه در اختیار آنان». (18) در حالی که اگر چنین ابزارهایی در دسترس قرار نگیرند، زمینة شیوع فساد، کم‌تر فراهم خواهد بود؛ هرچند که آدمیان باید از آنچنان اراده و ایمانی برخوردار باشند که در هر شرایطی بتوانند خویشتنداری کنند و به معصیت آلوده نشوند. 

 

ج. مصادیق آیه

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «مَن قَالَ فِی مُؤمِنٍ مَا رَأتْهُ عَینَاهُ، وَسَمِعَتهُ أذنَاهُ، فَهُوَ مِنَ الَّذِِینَ قَالَ‌ اللهُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ : «إنَّ الَّذِِینَ یحِبُّونَ أنْ تَشِِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ ألِیمٌ » ؛ (19) هر کس آنچه را دربارة مؤمنی ببیند یا بشنود، برای دیگران بازگو کند، از مصادیق این آیه است.»

چنین کسی، در واقع دوست دارد زشتی ها در میان مردم باایمان شیوع یابد؛ لذا برای او عذاب دردناکی در دنیا و آخرت خواهد بود.

و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:«قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله: مَنْ‌أذَاعُ فَاحِشَةً، کانَ کمُبْتَدِئهَا ؛ (20) کسی که کار زشتی را شایع کند، مانند کسی است که آن را مرتکب شده است.» 

 

د. درس ها و عبرت های آیه

اسلام شایعه‌سازی، شایعه‌پذیری و شایعه‌گستری را محکوم نموده و گفتن و پذیرفتن بدون تحقیق هر سخنی را ممنوع کرده است .

 

ه. دفاع از متّهمان بی‌خبر از فحشا

برخی از مؤمنان از چنان تقوای فکری، روحی، عملی و اخلاقی برخوردارند که حتی فکر گناه هم نمی‌کنند و روحشان بی‌خبر است. برچسب گنهکاری زدن به چنین مؤمنانی آن قدر نزد خدا سرزنش‌آمیز است که خود، در دفاع از چنین متّهمانی می‌فرماید: «إنَّ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاَتِ الْمُؤمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَالأخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » ؛ (21) «کسانی که بر زنان پاکدامن و بی‌خبر از فحشا و مؤمن، تهمت زنا می‌زنند،‌ در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و برایشان عذابی بزرگ است.» 

 

پی نوشت ها :

1) فرهنگ قرآن، هاشمی رفسنجانی و محققان مرکز فرهنگ ومعارف قرآن، قم، مؤسسه بوستان کتاب، 1383، ج 1، ص 96.

2) کرامت اشاره به نعمتهای خدادادی در وجود انسان است، بدون تلاش؛ تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1383، ج 7، ص 94.

3) اسراء / 70.

4) «وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ بِالْعَقْلِ و...»؛ تفسیر الصافی، ملا محسن فیض کاشانی، تهران، انتشارات الصدر، 1415 ق، ج 3، ص 206.

5) اعراف/22.

6) مریم / 96.

7) تفسیر نور، ج 2، ص 256.

8) نور/ 4.

9) تفسیر نمونه، ج 14، ص 373.

10) نساء / 112.

11) اصول کافی، ج 2، ص 269، باب التهمة و سوء الظن.

12) تفسیر نمونه، ج 4، ص 121 و 122.

13) نور/ 6.

14) نور/ 15.

15) اقتباس از تفسیر نور، ج 8، ص 158، فی مصباح الشریعه، ص 67، «

16) نور/ 19.

17) تفسیر نمونه، ج 14، ص 404 و 405.

18) تفسیر نور، ج 8، ص 161.

19) تفسیر کنز الدقائق وبحر الغرائب، قمی، محمد بن محمدرضا، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارات ارشاد اسلامی، 1368، ج 9، ص 265؛ اصول الکافی، به نقل از ثقة الاسلام کلینی‌، ج 2، ص 357، ح 2.

20) همان، به نقل از اصول کافی، ج 2، ص 356، ح 2.

21) نور/ 23.

فراوری :بخش قرآن تبیان

خاطرات يك پزشك شهركردي

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند.
علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.

اما مهم اینجاست که یک پزشک عمومی با ذوق اهل شهرکرد هر از چندگاهی خاطراتش را از این ماجراها در وبلاگش می‌نویسد که بسیار خواندنی هستند:


* گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت: آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه. گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه!

* به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت: هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!! * به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم: اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!

* یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود. به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم. مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه نه دلهره! پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!

* به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم: قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟ بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟ نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟

* به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!

* پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم. گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه!

* خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟ گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد. چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!


* به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم! گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!


* برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت: چند روزه گلوم هم درد میکنه. گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه. گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!

* خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه! آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه آزمایش ادرار داده و بیرون آزمایش خون!

* خانمه میگفت: فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده. گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده!

* خانمه میگفت: بچه ام چند روزه یبوست داره براش شیاف هم گذاشتم خوب نشد. گفتم: چه شیافی براش گذاشتین؟ گفت: استامینوفن!

* مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم. مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی روستا صحبت میکنه و ازش میپرسه: داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر اولی فرق داشت؟ روستائی محترم میگه: خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه؟ خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه!!

* یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود. گفتم: میتونین بمونین سرم بزنین؟ گفت: نه. گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: نه. خانم جوونی که باهاش بود گفت: آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین گفتم: چرا؟ گفت: آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن!

* روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند. گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت: آخه جمعه که تعطیله!!

* مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم گفت: آقای دکتر! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین! گفتم: چرا؟ گفت: آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد بماله!


* به خانمه گفتم: کجای سرتون درد میکنه؟ دستشو گذاشت روی سرش و گفت: همین جا درست توی لگن سرم.

منبع:http://persianpet.org/forum/thread82173.html#post527036

مورچه

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))
مورچه گفت آری او می گوید :
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن

معبد شیوا

راهبی در نزدیکی معبد شیوا زندگی میکرد. در خانه روبرویش یک روسپی اقامت داشت. راهب که میدید مردان زیادی به اون خونه رفت و آمد میکنند تصمیم گرفت با او صحبت کند. زن را سرزنش کرد و گفت: تو بسیار گناهکاری . روز و شب به خدا بی احترامی میکنی. چرا دست از این کار نمیکشی؟چرا کمی به زندگی پس از مرگت فکر نمیکنی؟
زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست. همچنین از خدای قادر و متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد. اما راه دیگری پیدا نکرد و بعد از یک هفته گرسنگی دوباره به روسپی گری پرداخت. اما هر بار از درگاه خدا آمرزش میخواست. راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد: از حالا تا روز مرگ این گناهکار ، میشمرم که چند مرد وارد خانه او شده اند!
و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن زن را زیر نظر بگیرد. هر مردی وارد خانه اومیشد، راهب هم ریگی بر ریگ های دیگر میگذاشت ! مدتی گذشت راهب دوباره زن را صدا کرد و گفت: این کوه سنگ را میبینی؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای.آن هم بعد از هشدار من! دوباره میگویم مراقب اعمالت باش!
زن به لرزه افتاد ، فهمید گناهانش چقدر انباشته شده. به خانه برگشت اشک پشیمانی ریخت و و دعا کرد: خدایا کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار رها میکند؟
خداوند دعایش را پذیرفت و همان روز فرشته مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت. فرشته به دستور خدا جان راهب را هم گرفت. و با خود برد. روح روسپی بی درنگ به بهشت رفت اما شیاطین روح راهب را به دوزخ بردند. در راه راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شکوه کرد: خدایا این عدالت توست؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذراندم به دوزخ میروم و آن روسپی که فقط گناه کرد به بهشت میرود؟!
یکی از فرشته ها پاسخ داد: تصمیمات خداوند همیشه عادلانه است! تو فکر میکردی که عشق خدا یعنی فضولی در رفتار دیگران. هنگامی که تو قلبت را سرشار فضولی میکردی این زن شب و روز دعا میکرد. روح او پس از گریستن چنان سبک میشد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم. اما آن ریگها چنان روح تو را اسنگین کرده بودند که نتوانستیم آن را بالا ببریم....
فکر میکنید با قضاوت های نابجامون تا به حال چقدر روحمون رو سنگین کردیم؟

زرنگ باشيد!!!

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام
همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید ...

مدیر و منشي

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت...

عکسهای تبدیل تخم مرغ به جوجه








 

منظره زیبای تاجگذاری خورشید در تاریکی

خارجی ترین لایه اتمسفر خورشید که تنها در هنگام خورشید گرفتگی کامل قابل مشاهده است ترکیبی از گازهای داغ است که تحت تاثیر میدان مغناطیسی ترکیبی در هم پیچیده و زیبا را خلق می کند. به گزارش خبرگزاری مهر، تنها در تاریکی فانی خورشیدگرفتگی کامل است که می توان تاج درخشان نور را بر سر خورشید مشاهده کرد. هاله نورانی یا اتمسفر خارجی خورشید که معمولا در درخشندگی خورشید نامرئی به نظر می رسد منظره ای بسیار زیبا را به وجود می آورد که عکسبرداری از آن امری بسیار مشکل خواهد بود.

تصویر بالا نتیجه ترکیب چندین عکس و فرایندهای ویرایش دیجیتال است که در آن می توان جزئیات دقیقی را از تاج نورانی خورشید در خورشید گرفتگی کامل سال 2008 مشاهده کرد. در این تصویر لایه های پیچیده و درخشان ترکیبی از گازهای داغ و میدان مغناطیسی خورشید به خوبی آشکارند.
خورشید گرفتگی کامل بعدی در ماه جولای رخ خواهد داد که امکان مشاهده آن تنها از بخشی کوچک از سیاره زمین در اقیانوس آرام و آمریکای جنوبی امکان پذیر خواهد بود

عجیب‌ترین رویدادها و اتفاقات پزشکی در سال ۱۳۸۹

سال ۸۹ شاهد رویدادها و اتفاقات عجیبی در دنیای پزشکی بود، مشکلاتی که اغلب در اثر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن افراد به وجود می آیند، برای مثال خاصیت آهنربایی یک زن و همینطور دختری که به دلایل ناشناخته‌ای خون می گرید.

به گزارش خبرنگار مهر، همه ساله اتفاقات و رویدادهای عجیبی در دنیای پزشکی رخ می دهد. سال ۸۹ نیز از قاعده مستثنی نبود. به طوریکه در این سال اخبار متنوعی از کشف انسانهایی با ویژگیهای استثنایی و عجیب فیزیولوژیکی در شبکه منتشر شدند که از جمله این موارد می توان به زنی با خاصیت آهنربایی، دختری با صورت پر از مو و دختری که خون گریه می کرد اشاره کرد.

دختری که خون می گرید
در سال گذشته کشف شد که از بدن “توینکل دویودی” یک دختر ۱۴ ساله هندی بدون اینکه دچار هیچ جراحت و زخمی باشد خون خارج می شود. از سه سال قبل این خون از چشمها، بینی، سر حد مو و پیشانی، گردن و کف پاهای این دختر ۵۰ بار در روز خارج می شود.
این دختر در خصوص وضعیت خود توضیح داد: “از چشمها، دستها، سر، گوشها، بینی و از همه جای سطح بدنم خون خارج می شود. وقتی خونریزی آغاز می شود من هیچ جراحتی ندارم اما این خونریزیها من را به شدت خسته می کنند و بعضی وقتها سردرد می گیرم.”
این دختر عجیب از دو سال قبل پس از اینکه به دلیل خونریزی از دو مدرسه اخراج شد ترک تحصیل کرد.
یک پزشک آمریکایی به نام دکتر پاچانان در معاینه این دختر هیچ علامتی از بریدگی، کبودی و یا قرمزی مشاهده نکرد. وی گفت: “از نظر فیزیکی، غیرممکن است که خون از پوست سالم به بیرون تراوش کند اما من هیچ نشانه ای از بریدگی و یا کبودی در بدن این دختر ندیدم.”

زنی با خاصیت آهنربایی
در سال ۸۹ خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک زن انگلیسی از یک خاصیت الکترومغناطیسی عجیب برخوردار است و می تواند تمام فلزات را به طرف خود جذب کند.
این زن ساکن لندن که براندا آلیسون نام دارد و لقب “آهنربای انسانی” را گرفته است از یک نوع خاصیت الکترومغناطیسی قوی رنج می برد به طوری که می تواند سکه، میله های ضامن، آهنربا، کلیدها، سرپوشهای فلزی و حتی اجسام فلزی بزرگتر را جذب کند و به مدت ۴۵ دقیقه آنها را روی بدن خود نگه دارد.
این مسئله مشکلات مختلفی را برای این زن انگلیسی ایجاد کرده است به طوری که به محض اینکه این زن از کنار دستگاههای دزدگیر عبور می کند آژیر این دستگاههای به کار می افتند، ساعتها از حرکت متوقف می شوند، چراغها خاموش و تلویزیونها به دلیل تداخلات مغناطیسی بدن وی خراب می شوند.

ثبت پرموترین دختربچه جهان در کتاب گینس
نام دختر بچه ای تایلندی به نام “سوپاترا ساسوفان” به عنوان “پرموترین دختر جهان” در سال ۸۹ در کتاب رکوردهای جهان (گینس) ثبت شد.
سوپاترا از اهالی تایلند بوده و به بیماری پرمویی یا Hypertrichosis که در اثر اختلال ژنتیکی به وجود می آید، مبتلا است.
پیش از شناسایی این بیماری که به سندروم “امبارس” نیز شهرت دارد، به مبتلایان آن “گرگ نما” گفته می شد. بر روی صورت، گوشها، بازوها، پاها و پشت سوپاترا تارهای ضخیم و فراوانی از مو رشد می کند به شکلی که حتی لیزردرمانی هم نتوانسته است رشد این موها را متوقف کند.

زندگی مسالمت آمیز مردی با یک تیغه چاقو در جمجمه!
در آخرین ماههای سال گذشته گروهی از پزشکان چینی  در داخل جمجمه یک مرد چینی که به مدت چهار سال از سردردهای عجیبی رنج می برد یک تیغه چاقو کشف کردند.
این شهروند چینی به نام “نی” که حداقل به مدت ۴ سال از سردردهای مزمن شدید و عجیبی رنج می برد سرانجام در سال ۸۹ تصمیم گرفت به بیمارستان مراجعه کند.
پزشکان پس از تصویربرداری رادیوگرافی در جمجمه این مرد یک تیغه ۱۰ سانتیمتری چاقو کشف کردند. پس از اعلام نتایج آزمایشات، این مرد چینی به یادآورد که دقیقاً چهار سال قبل با یک دزد درگیری منجر به ضرب و جرح داشته است.

کشف دندان در گوش مردی که ۳۳ سال گوش درد داشت!
سال گذشته پزشکان انگلیسی در کانال شنوایی گوش مردی به نام استفان هیرستگ که به مدت ۳۳ سال از گوش درد عجیبی رنج می برد یک دندان شیری را کشف کردند.
استفان هیرست در این خصوص گفت: “من از زمانی که ۱۴ سال داشتم از گوش درد وحشتناکی رنج می بردم. درد متوقف نمی شد و به همین دلیل نمی توانستم بر روی کارم تمرکز کنم. هیچکس نتوانست دلایل درد من را بفهمد تا اینکه یکروز تصمیم گرفتم آخرین تلاشم را بکنم. به همین دلیل یک وقت ویزیت در بیمارستان هالامشایر در شفیلد گرفتم. به این ترتیب پس از سالها پزشکان یک دندان شیری کوچک را در گوش من پیدا کردند.”

 

 

یا رب...

http://training.nigc.ir/images/3C/262AAD80A5EAFDDE78409F.jpg

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری

پسری با ضریب هوشی انیشتن

جام جم آنلاین: اسکار ریگلی یک پسر دو ساله که ضریب هوشی برابر با انیشتن و استفان هاوکینگ را داراست به یکی از کوچکترین افراد پذیرفته شده در بنیاد منسا تبدیل شد.


وی در حالی در آزمون هوش مؤسسه استنفورد به این امتیاز دست پیدا کرده است که تستهای این مؤسسه امکان سنجش هوش بیش از ۱۶۰ را نداشته‌اند.


جو ، پدر اسکار یک متخصص ۲۹ ساله آی تی است و می‌گوید که اسکار اخیراً با مادرش در مورد چرخه تولید مثل پنگوئن‌ها صحبت کرده است. ما می‌دانستیم که کودکمان یک چیز متفاوت نسبت به سایرین دارد. من به وضوح آن روزی را می‌بینیم که وی برگردد و به من بگوید تو یک سبک مغز هستی.


به نوشته دیلی تلگراف ، هانا ۲۶ ساله مادر این کودک می‌گوید که او دامنه لغات بسیار گسترده‌ای دارد و قادر به ساخت جملات پیچیده است.


جان استیونج ، مدیر اجرایی مؤسسه منسا (افراد دارای ضریب هوشی بالا) پذیرفتن اسکار در این مؤسسه را با دو سال و ۵ ماه و ۱۱ روز سن تأیید کرده است.


پیش از این کوچکترین عضو منسا ، الیز تان رابرتس از لندن است که با ضریب هوشی برابر ۱۵۶ در سن ۲ سال و ۴ ماه و ۱۴ روز پذیرفته شده بود.

نقاشی تکان دهنده کودکی که از زمان تولد، مبتلا به ایدز بود

این نقاشی توسط پسرکی مکزیکی-آمریکایی کشیده شده که از بدو تولد از مادرش ایدز گرفته است. این نقاشی برنده ۱۶ جایزه بین‌المللی شده و از آن به عنوان نماد در NGOهای مبارزه با ایدز استفاده می‌شود.
 

بهترینهای زندگی رو نمیشه با پول خرید

 
Love is a language that can be heard
by the deaf and seen by the blind.
 
If You Cannot Be a Poet, Be The POEM

10v_large

 




--

عشق و طبیعت...

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

SaliJooN.Info

 

آیا باور میکنید اینها کیک هستند؟

http://salijoon.info/mail/891112/cack/02.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/03.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/04.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/05.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/06.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/07.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/09.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/08.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/10.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/11.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/12.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/13.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/14.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/15.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/16.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/17.jpg

http://salijoon.info/mail/891112/cack/18.jpg

تلخند

 

 

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....

 

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....

 

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

 

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه .....

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

انواع داداش!!!

اصولا دخترهای این زمونه هفت - هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری می‌خوان.

داداش شماره یک: بچه پولدار
ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اینترنت 24 ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.


داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.

داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسری بخواهد تو اینترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو می‌گیره.

دادش شماره چهار: از نوع هنری
خوراک رفتن باهم به سینما، تئاتر و موزه و محافل نقد فیلم. بلیط جشنواره فجرشون تضمینیه. موهای این مدل داداش ترجیحا بلنده. به اضافه ریش‌هایی مدل‌دار!

داداش شماره پنج: خوش تیپ
خوراک اینه که ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنین، چه داداش جیگری دارم! داداش من خیلی خوش تیپه!

داداش شماره شش: بچه معروف
هر هفته پنج‌شنبه‌ها یه پارتی دعوتت می کنه. رقصشم خوبه. همه مدله بلده برقصه!

داداش شماره هفت: متخصص کامپیوتر
هر وقت کامپیوترت خراب شد و گند زدی به سر تا پای سخت‌افزار و نرم‌افزار و هرچی‌افزار داداش جونت میاد برات درست می‌کنه!

داداش شماره هشت: بچه مثبت
بچه مودبیه، وقتی میری باهاش بیرون لپ‌هاش سرخ میشه. خوراک اینه ببری به مامانت نشون بدی، بگی مامان جون این دوست پسره منه! مامانت عاشق این جور پسراست.

مناجات یک کوچولو

22044_680.jpg

تولد دختری مبتلا به سندرم پری دریایی

عکس قدیمی از آرامگاه کوروش در دوران قاجار

کوروش کبیر(پاسارگاد)

نیم ساعت قبل از طوفان سوماترا

aapip8jqsy9ujx4v.D.0.HALF_A_SECOND_BEFORE_TSUNAMI_-_SUMATRA_-_HT_OF_WAVE_105_FT.jpg

وقتی کتاب آدم زیادی کنه


http://irupload.ir/images/hdvc63yjdkkcwc0aekgb.jpg


http://irupload.ir/images/edccdoirc4lagopa6so.jpg

http://irupload.ir/images/83x804vrv6swnvcx9s9f.jpg

http://irupload.ir/images/ts7bw6z66kiowlezf4ux.jpg

http://irupload.ir/images/r2513tis0bkjxyy6dm.jpg

http://irupload.ir/images/hn9un3ss6medjhbougng.jpg

http://irupload.ir/images/gldbbj1b6pbnp1yp7c8.jpg

http://irupload.ir/images/85qp09yegwv9va3ytea.jpg

هنری برگزیده با تراشیدن نوک گرافیتی مداد!

مداد همواره در خدمت انسان و دانش بشر بوده، اما اگرچه همواره هنرمندان نقاش بهره بیشتری از این ابزار هنر برده‌اند با این وجود به نظر می‌آید که با آثار هنری که یک هنرمند برزیلی با تراشیدن نوک مداد از خود نشان داده، این ابزار به ابزاری مطرح‌تر در نزد هنرمندان مجسمه‌ساز تبدیل شده است. شاید در نگاه اول تراشیدن یک زنجیر یا یک صندوق پستی جلوی درب منزل با نوک گرافیتی یک مداد امری دشوار به نظر آید اما "دالتون قتی" هنرمند ۴۹ ساله برزیلی که اکنون کانکتیکات ایالات متحده را برای زندگی برگزیده است، تراشیدن نوک گرافیتی مدادها را از ۲۵ سال پیش آغاز کرده تا امروز مجموعه‌ای بی‌نظیر و میکروسکوپیک از مدادهای تراشیده داشته باشد.

دالتون در این خصوص می‌گوید من پولی از این راه بدست نیاوردم اما یک مدیر گالری در انگلستان قرار است آثار مرا در نمایشگاهی به معرض دید عموم بگذارد. وی همچنین می‌گوید: در کودکی و در دبستان نام همکلاسی‌هایم را بر روی مدادهایشان می‌تراشیدم و به عنوان هدیه به آنها می‌دادم. بعدها وقتی یک مجسمه‌ساز شدم اشیاء بزرگتری را با استفاده از چیزهایی مانند چوب درست می‌کردم اما روزی تصمیم گرفتم تا خودم را آزمایش کرده و چیزها را در کوچکترین اندازه ممکن بسازم. دالتون در ادامه می‌افزاید: چیزهایی از جنس‌های مختلف را برای این کار انتخاب کردم مانند گچ و ... اما سرانجام نوک گرافیتی مداد را برای این کار انتخاب کردم. دالتون از سه ابزار برای این هنر خود بهره می‌برد: تیغ اصلاح، سوزن خیاطی و چاقوی مجسمه‌سازی. جالب اینکه او در این کار از ذره‌بین هم استفاده نمی‌کند و هیچ کدام از آثار خود را به فروش نمی‌رساند اما از هدیه دادن آن به دوستان خود امتناع نمی‌کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تولد نوزادی سفید پوست در خانواده ای سیاه پوست!

sefid.jpgsefid.jpgمتخصصان ژنتیک از تولد نوزاد سفید پوست و چشم آبی از پدر و مادری سیاه پوست به شدت شگفت زده شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، پزشکان کاملا اطمینان دارند که "نماچی" نوزادی زال نیست و خانواده و تبار این نوزاد نیز از هیچ سابقه ژنتیکی ترکیبی برخوردار نبوده است.

"نماچی" به معنی زیبایی خدایی در بیمارستان کوئین مری در کنت متولد شد و با تولدش تعجب و حیرت پدر و مادر خود را بر انگیخت تا حدی که والدین "نماچی" از وی به عنوان کودک معجزه آسا نام می برند.

به گفته دکتر "مارک توماس" کمیاب بودن متولد شدن نوزادی سفید پوست از پدر و مادری سیاه یک در چند میلیون است. وی گمان می برد این رویداد به واسطه ترکیبی از جهشهای ژنتیکی و ادغام آنها با ژنهای خفته سفید بوده باشد.

متخصصان ژنتیک اکنون در حال مطالعه بر روی "نماچی" هستند تا دلیل ظاهر کاملا اروپایی او را بیابند در حالی که والدین نیجریه ای این نوزاد که مقیم انگلستان هستند اهمیتی به ظاهر کودک نداده و او را کاملا پذیرفته اند.

بر اساس گزارش سان، پزشکان می گویند برای داشتن چنین فرزندی باید سابقه داشتن اجداد سفید پوست در شجره نامه پدر و مادر وجود داشته باشد و به دلیل اینکه تا کنون نشانه ای از وجود اجداد سفید پوست در گذشته این دو یافته نشده متخصصان قابل قبول ترین توضیح برای تولید نوزاد سفید پوست را جهش ژنتیکی می دانند.

بررسی فرضیه ی ژنتیکی بودن سیاست

 

یک تیم از دانشمندان و ژن شناسان علوم سیاسی با مطالعه ی جامع روی دوقلوها و بررسی ژن ها و اسکن های مغزی قصد دارند، فرضیه ی ژنتیکی بودن سیاست را مورد بررسی قرار دهند.

محققان ژن شناس همچنین سعی دارند، با انجام آزمایشی، موروثی بودن رفتارهای اجتماعی را به اثبات رسانند.

تاکنون این ارتباطات سیاسی بر تحقیقات انجام شده توسط “لیندون ایوز” استاد رشته ژنتیک انسانی و روانپزشکی دانشگاه کشورهای مشترک المنافع ویرجینیا مبتنی بوده است.

در تحقیقی که توسط “جان هیبینگ” استاد علوم سیاسی دانشگاه “نبراسکا لینکولن” و همکارانش انجام شد، در حدود ۸ هزار دو قلوی همسان و دوقلوهای دو تخمکی به تعدادی پرسشنامه حاوی مطالبی چون عبادت در مدارس، قدرت هسته ای، آزادی زنان و مجازات اعدام پاسخ دادند. پاسخ نامه های دوقلوهای همسان که از کدهای ژنتیکی یک پارچه ای سهم برده بودند، در مقایسه با دوقلوهای دو تخمکی از تشابهات بیشتری برخوردار بود.

چنانچه دوقلوهای همسان و دو تخمکی در این آزمایش از شرایط محیطی واحدی سهم برده باشند، اختلاف بین نتیجه ی این آزمایش در آنها به بحث ژنتیک مربوط می شود.

از سویی به گفته ی “ایوان چارنی” استادیار سیاست عمومی و علوم سیاسی دانشگاه دیوک، شباهت های یافت شده درعقاید سیاسی دوقلوها، منسوب به عوامل محیطی می باشد ، نه بحث ژنتیک .

به گفته “جان هیبینگ”، گام بعدی برای دانشمندان بررسی اسکن های مغزی است تا عملکرد مغز افراد را به هنگام پاسخگویی به موضوعات سیاسی بررسی کنند. این شیوه در مرکز پزشکی “بیلور” در هوستون و دانشگاه “رایس” مورد مطالعه قرار می گیرد.

بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، ماه آینده نیز یک گروه از محقان به استرالیا سفر می کنند تا با “نیک مارتین” که الگوی بیماری را در خانواده ها از جمله دوقلوها در مرکز تحقیقات پزشکی کوئینزلند مورد بررسی قرار می دهد، همکاری داشته باشند. تحقیق وی سرنخ های مهمی را درخصوص فرضیه ی ژنتیکی بودن سیاست در اختیار دانشمندان قرار می دهد.

منبع:مهر

عروسک های زنده ی جن پت محصول بیوتکنولوژی

Picture of the GEN PET  

جن پت (حیوان خانگی ژنتیک) یک حیوان دستکاری شده ژنتیکی توسط شرکت Bio-Genica است که مانند هر حیوان دیگری به طور کامل ارگانیکه و از خون و استخوان و عضلات و اندام زنده تشکیل شده. البته در بسته بندی شبیه عروسک عرضه شده تا خرده فروش بتونه در هر مغازه ای به فروش اون اقدام کنه و مجبور به خریدش از مغازه حیوانات خانگی نباشید. در این بسته بندی از طریق لوله خاصی مواد غذایی به حیوان میرسه ضمن آنکه دارای موادی پروتئینی است که وی را در خوابی شبیه خواب زمستانی نگه می داره. چون یک کمی عجیبه هنوز موفق نشده مجوز فروش بگیره. در اینجا اهم خصوصیات این حیوان  ترجمه شده:
نمونه اولیه و آزمایشی جن پت با استفاده از پروسه ای با نام «تزریق سلولی زایگوت» انجام شده، سپس در آزمایشگاه رشد یافته است. تزریق سلولی زایگوت به سرعت در حال تبدیل شدن به یک روش مطلوب برای ترکیب دی ان ای (DNA) یا وارد کردن پروتئین های خاص مروبوط به آن از گونه های مختلف است. مثلا در سال 1997 برای ترکیب کردن موش با ستاره دریایی شب تاب و از آن پس برای خلق خرگوش، خوک، ماهی و میمونهای شب تاب  استفاده شد. کمی بعد دی ان ای (DNA) انسان به شامپانزه و عنکبوت به گوسفند تزریق شد و حالا جن پت به بازار آمده است.
بله، مهندسی ژنتیک و بیوانجینیرینگ به این سطح از پیشرفت رسیده است. در سال 2003 دی ان ای (DNA) انسان با خرگوش ترکیب شد (بعلاوه دیگر حیوانات)، برای خلق حبوانات دورگه خیالی (که در افسانه ها آمده است مثل اینکه سر شیر و بدن ببر و دم مار داشته باشد). برای اطلاعات بیشتر مجله نشنال جیاگرافی را بخوانید

. البته هنوز شرکت بیوژنیکا در انتظار کسب مجوز برای توزیع جهانی جن پت است، اما الرکا قبلا به فروش گربه های تغییر یافته خود اقدام کرده است. به محض کسب مجوزهای لازم برای فروش و تعیین قیمتی مانند دیگر حیوانات خانگی می توانید جن پت را در بازار تهیه کنید.
با اینکه جن پت درد احساس می کند ولی طوری طراحی شده است که تارهای صوتی ضعیفی داشته باشد تا نتواند سر و صدای زیادی ایجاد کند. هنگامی که به مسافرت می روید می توانید از همان مواد غذایی پروتئینی مذکور که موجب خواب زمستانی وی میشود استفاده کنید. این امر نگهداری این حیوان را بسیار ساده کرده است. جن پت حرف نمی زند و رشد یافته به فروش می رسد لذا دیگر رشد نمی کند. طول عمر آن هم در مدتهای یک ساله و سه ساله تنظیم شده است. حرکت این حیوان هم شبیه حرکت نوزاد انسان طراحی شده است.
وقتی جن پت را از جعبه خارج کنید حدود بیست دقیقه طول می کشد تا کاملا بیدار شود و چشمان خود را کم کم باز می کند و صاحب خود را که اولین بار دیده است به خاطر می سپارد و به وی می چسبد. تغییر رفتار وی تا حدودی با استفاده از تغییر نوع غذاهایی که در جعبه هایی با رنگهای متفاوت ارائه می شود ممکن است البته بدون غذای مخصوص خود زنده نمی ماند. جن پت بسیار کم غذا می خورد و فضولات کمی هم تولید می کند. تعدادی از این حیوان به کارمندان شرکت برای مدتی آزمایشی اعطا شد که تجربیان آنها هم قابل خواندن است. هنگام خرید باید به رنگ جعبه توجه کنید چون تعیین کننده روحیات حیوان است: قرمز ـ ورزشکار و پرانرژی، نارنجی ـ ماجراجو بی پروا و کنجکاو، زرد ـ سرزنده و اهل سرگرمی، آبی ـ اجتماعی و متین، صورتی ـ تخیلی و احساسی 

http://www.trossenrobotics.com/images/blogposts/2007/Gen-pet-wall.jpg 

 


تصاویری جالب از میوه هایی که ژنتیک آنهارا تغییر داده است

تصاویری از میوه های پرورش یافته !

تصاویری از میوه های پرورش یافته !

تصاویری از میوه های پرورش یافته !

تصاویری از میوه های پرورش یافته !

تصاویری از میوه های پرورش یافته !


نامه ای به بابا

سلام بابا ، نمی دونم الان که این نامه رو می خونی چه حالی داری ، ولی من حالم بد نیست ، یه سری حقایق هست  که می خواستم بهت بگم .
راستش یه چند وقتی هست که معتاد شدم ، عملم زیاد سنگین نیست  ، فوقش هروئین تزریق می کنم ، راستشو بخوای چند وقتی هم بود که عاشق سوسن شده بودم ولی بهت نگفتم ، من و سوسن خیلی با هم خوبیم ، دختر خوبیه ، اونم معتاده و متاسفانه یکم عملش از من سنگین تره ، ولی خیلی دختر خوبیه ، بنده خدا ایدز هم داره ولی برای من مهم نیست ، من خودشو می خوام  .
بابا با اجازت ماشین رو هم برداشتم ، راستش سوسن شوهر داشت ، برای اینکه بهش برسم مجبور شدم شوهرشو بکشم ، الانم پلیس دنبالمونه و ما مجبور شدیم با هم فرار کنیم ، ما ماشینو برداشتیم و احتمالاً می ریم به سمت کویر لوت تا اونجا زندگی شاعرانه ای داشته باشیم و بچه هامونو بزرگ کنیم ، راستی یادم رفت بگم پسرمون هم یک ماه دیگه به دنیا می یاد ! 
می گن بچه ها شیرینن و به زندگی صفا می دن به هر حال بابا جون ما امیدواریم که همه چی درست شه ، اگه منو دیگه ندیدی منو ببخش
خدا حافظ

بابا ازت معذرت می خوام ، همه این شرو ورهایی که این بالا نوشتم دروغ محضه و خواستم فقط بفهمید که چقدر مشکلات بزرگتری وجود دارن و ما نباید خودمونو با مشکلات کوچیک ناراحت یا عصبانی کنیم 
حالا دست کنید تو کشوی جا کفشی یه نامه براتون اومده ، توش نوشته که من مشروط شدم که خیلی اتفاق کوچیک و ساده ای و نباید بابتش نارحت شید!
حالا هم اگه ناراحت نیستید یه ندا بدبد من بیام پایین ، الآن رو پشت بومم و هوا هم خیلی سرده ! 

اهل دانشگاهم...

اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم

خرده عقلی٬ سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم

پیشه ام گپ زدن است

گاهگاهی می نویسم تکلیف

می سپارم به شما

تا به یک نمره ی ناقابل بیست

که د رآن زندانی است

دلتان زنده شود

چه خیالی؟چه خیالی؟ می دانم

گپ زدن بیهوده است

خوب می دانم٬دانشم بیهوده است

استاد از من پرسید:

چقدر نمره زمن می خواهی؟

من از او پرسیدم:

دل خوش سیری چند؟

اهل دانشگاهم

قبله ام آموزش

جانمازم جزوه

عشق از پنجره ها میگیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم که خروس

می کشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست

مدرسه باغ آزادی بود

درس بی کرنش می خواندیم

نمره بی خواهش می اوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت

همه قش می کردیم

وکلاس

چقدر زیبا بود

ومعلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز

مثل یک بازی بود

کم کمک دور شدم از آنجا

بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن آموزش

و به دانشکده علوم سرایت کردم

رفتم از پله ی کامپیوتر بالا

چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم٬ در آخر ترم

در بدر می گشت

نمره ای بهر قبولی می خواست

من کسی را دیدم

که از دیدن یک نمره ی ۱۰

دم دانشگاه پشتک می زد

شاعری دیدم

هنگام خطاب

به خرچنگ می گفت ستاره

و اسید نیتریک را

جای نوشابه می نوشید

همه جا پیدا بود

همه جا را دیدم

بارش اشک از نمره ی تک

جنگ آموزش با دانشجو

حذف یک درس به فرماندهی کامپیوتر

فتح یک ترم به دست ترمیم

قتل یک لبخند در آخر ترم

همه را من دیدم

من در این دانشگاه

دربدرو ویرانم

من به یک نمره ی نا قابل ۱۰ خوشنودم

من به لیسانس قناعت دارم

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بکنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب کسالت هستم

خوب می دانم استاد

کی کوئیز می گیرد؟

برگه ی حذف کجاست؟

سایت و رایانه ی آن مال من است

ما بدانیم اگر سلف نباشد

همگی میمیریم

و اگر حذف نباشد

همگی مشروطیم

و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نبود

کار ما نیست شناسایی مسئول غذا

کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

کار ما شاید این است که در مرکز پانچ

پی اصلاح خطاها برویم

چگونه یک دانشجوی نمونه شوید؟

مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار.
تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج کنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچکس حاضر نیست با یک آدم آس و پاس بیکار ازدواج کند.

- جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و کسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه کرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.

- یکی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یکی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اکثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است که در این روش نیازی نیست شما کار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر کردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یک و دو و پیدا کردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است که در مواقع لزوم توصیه می شود.

- در فعالیت های فوق برنامه شرکت کنید. شما با درس خواندن فوقش یک لیسانسه بیکار می شوید. اما با شرکت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را کشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به کار می بندید.

- به تمام همکلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج کنید. با این کار هم مدت مدیدی چند نفر را سر کار گذاشته اید و آمار بیکاری را در کشور کاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت کرده اید.

- با گرفتن پایین ترین مدرک، دانشگاه را رها کنید. هرگز از یک سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری یک اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها کنید و به کار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود کرده اید. با ادامه تحصیل شما یک فوق لیسانس و یا دکتر بیکار خواهید شد که دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند کنید. پس تا دیر نشده به فکر یک کار نان و آب دار باشید.