ترانه خدا...

ترانه خدا...

صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند ؛

نکند فقط به گل آلودگی کفش هایمان بیندیشیم ! ! ؟ 


زن و شوهری که در همه چیز شریک هستند

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالخورده وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند.

بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند: نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و روبه‏رویش نشست.

یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب‏زمینی خلال‏شده و یک نوشابه در سینی بود. پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ درآورد و آن را با دقت به دو تکه مساوی تقسیم کرد. سپس سیب‏زمینی‏ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.

پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می‌زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می‌کردند و این بار به این فکر می‌کردند که آن زوج پیر احتمالاً آن قدر فقیر هستند که نمی‌توانند دو ساندویچ سفارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب‏زمینی‌هایش. مرد جوانی از جای خود برخاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیرمرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیرمرد قبول نکرد و گفت: همه چیز روبه‏راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم. مردم کم‏کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می‌خورد، پیرزن او را نگاه می‌کند و لب به غذایش نمی‌زند. بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیرزن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می‌توانم سؤالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید. مرد جوان گفت: چرا شما چیزی نمی‌خورید؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید پس منتظر چی هستید؟ پیرزن جواب داد: منتظر دندانها!

مانع پيشرفت

يك روز وقتى كارمندان به اداره رسيدند، اطلاعية بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند كه روى آن نوشته شده بود: ديروز فردى كه مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شركت در مراسم تشييع جنازه كه ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌كنيم. در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يكى از همكارانشان ناراحت مى‌شدند اما پس از مدتى، كنجكاو مى‌شدند كه بدانند كسى كه مانع پيشرفت آنها در اداره مى‌شده كه بوده است. اين كنجكاوى، تقريباً تمام كارمندان را در ساعت ١٠ به سالن اجتماعات كشاند. رفته‏رفته كه جمعيت زياد مى‌شد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فكر مى‌كردند: اين فرد چه كسى بود كه مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد كه مرد! كارمندان در صفى قرار گرفتند و يكى‏يكى نزديك تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌كردند ناگهان خشكشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر كس به درون تابوت نگاه مى‌كرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در كنار آينه بود: تنها يك نفر وجود دارد كه مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم كسى نيست جز خود شما. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد زندگى‌تان را متحول كنيد. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد بر روى شاديها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثرگذار باشيد. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد به خودتان كمك كنيد. زندگى شما وقتى كه رئيستان، دوستانتان، والدينتان، شريك زندگى‌تان يا محل كارتان تغيير مى‌كند، دستخوش تغيير نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌كند كه شما تغيير كنيد، باورهاى محدودكنندة خود را كنار بگذاريد و باور كنيد كه شما تنها كسى هستيد كه مسئول زندگى خودتان مى‌باشيد. مهم‌ترين رابطه‌اى كه در زندگى مى‌توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان كنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشكلات، غيرممكن‌ها و چيزهاى ازدست‏داده نهراسيد. خودتان و واقعيتهاى زندگى خودتان را بسازيد. دنيا مثل آينه است، انعكاس افكارى كه فرد قوياً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند.

ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم.

وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند كه به نظر می‏رسید وضع مالي خوبي نداشته باشند. شش بچة مؤدب که همگی زیر دوازده سال داشتند و لباسهايي کهنه در عین حال تمیز پوشیده بودند دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زيادي در مورد برنامه‏ها و شعبده‏بازیهایی که قرار بود ببینند، صحبت می‏کردند.

وقتی به باجة بلیط‏فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می‏خواهید؟ پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه‏ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط‏ها را اعلام كرد.

پدر به باجه نزدیک‏تر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟ !متصدی باجه دوباره قیمت بلیط‏ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغيير كرد و نگاهي به همسرش انداخت. بچه‏ها هنوز متوجة موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت دربارة برنامه‏هاي سيرك بودند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و نمي‏دانست چه بكند و به بچه‏هايي كه با آن علاقه پشت او ايستاده بودند چه بگويد. ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت، به شانة مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجة موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می‏شد، گفت: متشکرم آقا.

مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه‏ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد...

بعد از اینکه بچه‏ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتيم و من در دلم به داشتن چنين پدري افتخار كردم و آن زيباترين سيركي بود كه به عمرم نرفته بودم.

ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم.

جسم بار (كروماتين جنسي)

اولین بار  دو تا دانشمند که اسم یکیشون Barr بود در هسته ی سلول های عصبی گربه های ماده جسمی رو مشاهده کردن که تیره و متراکم بود و در گربه های نر وجود نداشت، اسمش رو جسم بار گذاشتن و بعدها دانشمندان دیگری پیشنهاد دادن که این جسم یک کروموزوم X غیر فعال شده در افراد ماده است.

بهتره اول راجع به کروموزوم Y یه مختصری توضیح بدیم:

کروموزوم Y فقط در افراد نر مشاهده میشه و ژن های روش رو میشه دو دسته در نظر گرفت (البته با یکسری استثناها):

 

1- ژن هایی که بین این کروموزوم و کروموزوم X مشترک هستن و در ناحیه ای قرار دارن که Pseudoautosomal نامیده میشه و حتی میتونه بین این ژن ها و ناحیه ی مشابه روی کروموزوم X نوترکیبی ( کراسینگ اوور) اتفاق بیفته.

2- ژن هایی که خاص این کروموزوم و افراد نر هستن.

حالا برگردیم به بحث اصلی:

همه می دونیم که در پستانداران افراد ماده دارای دو کروموزوم X و افراد نر یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y دارن که کروموزوم Y تعداد خیلی کمی ژن داره پس افراد نر فقط یک نسخه از خیلی از ژن هایی رو که روی کروموزوم X قرار داره، دارن (به استثنای ژن های ناحیه ی Pseudoautosomal) و میدونیم تغییر در تعداد نسخه های یک ژن چه اثراتی میتونه داشته باشه، نمونش سندروم تری زومی 21 که اضافه بودن یه کروموزوم 21 کوچولو  چه اثراتی داره پس این مشکل چه طور حل شده؟

در پستانداران غیر فعال شدن یک کروموزم X در افراد ماده این مشکل رو حل میکنه، یعنی باعث میشه افراد ماده هم از این ژن ها فقط یه نسخه داشته باشن.

اما مکانیسم غیر فعال شدن:

غیرفعال شدن کروموزوم X به دلیل هتروکروماتینه شدن اونه و هتروکروماتینه شدن از ناحیه ای روی کروموزوم X به نام ناحیه ی XIC (X-Inactivation Center) l که شامل ژنی به نام XIST (X-Inactive Specific Transcript)l هستش شروع میشه و از دو طرف به سمت تلومر ها ادامه پیدا میکنه، به این صورت که در اثر رونویسی از XIST یکسری RNA تولید میشه که با پوشاندن کروموزوم X و همچنین جذب هیستون ها به این ناحیه باعث شروع و ادامه ی هتروکروماتینه میشن و یه نکته این که این ژن از جمله ژن هاییه که خودش غیر فعال نمیشه.

پس با غیرفعال شدن ژن هایی از کروموزوم X که روی کروموزوم Y نیست تعادل بین دو جنس برقرار میشه. اما یه چند تا نکته ی جالب باقی می مونه:

1- غیر فعال شدن کروموزوم X در دوازده روزگی جنین شروع میشه یعنی زمانی که سلول تخم چندین تقسیم انجام داده و جالب این که غیرفعال شدن به صورت تصادفی صورت میگیره، یعنی تو یه سلول مثلا کروموزوم X پدری با ژن های خاص خودش غیرفعال میشه و تو یه سلول دیگه کروموزوم X مادری با ژن های خاص خودش. با این که اصلا دوست ندارم بنویسم ولی برای درک بهتر موضوع تصور کنین ژن تعیین کننده ی رنگ چشم در انسان روی کروموزوم X و در ناحیه ای که غیرفعال میشه قرار داشت. اون وقت اگه الل های روی دو کروموزوم X مشابه نبودن و غیر فعال شدن به صورت تصادفی صورت می گرفت احتمال داشت چشم های افراد ماده دو رنگ بشه (یکی یه رنگ اون یکی یه رنگ دیگه). بنابراین افراد ماده از نظر صفات روی کروموزوم X حالت موزاییک رو نشون میدن و یه مثال واقعی در این مورد آنزیم گلوکوز 6 فسفات دهیدروژنازه که اللش روی کروموزوم X قرار داره و اگه این آنزیم از افراد ماده ی هتروزیگوت استخراج و کروماتوگرافی بشه دو باند روی ژل آشکار میشه و این یعنی تولید دو نوع آنزیم مختلف در بدن این افراد.

2- در انسان و پستانداران همیشه یک کروموزوم X در سلول فعال باقی می مونه. یعنی حتی اگه فردی 3 تا کروموزوم X داشته باشه دو تاش غیر فعال میشه و یکی فعال.

3- حالا امیدوارم با خوندن شماره ی 2 این سوال براتون پیش اومده باشه که در این صورت چرا افرادی که تعداد کروموزوم های جنسی غیرعادی دارن مثل XO که ماده های ترنر هستن یا XXY که نر های کلاین فلتر هستن غیر عادی هستن؟ (خوب بالاخره تو همشون فقط یه کروموزوم X فعال وجود داره).

و اما جواب:

1- اولا همونطور که گفتیم همه ی ژن های کروموزوم X غیرفعال نمیشن و ژن هایی که با ژن های ناحیه ی Pseudoautosomal کروموزوم Y مشترک هستن فعال باقی می مونن و می تونن باعث غیرعادی شدن بشن.

2- بازهم گفتیم که غیرفعال شدن در دوازده روزگی جنین اتفاق می افته و تا اون زمان این ژن ها فعالند و می تونن اثرات نامطلوب رو در همون زمان روی جنین بزارن.

راستي بايد بگم كه مكانيسم غير فعال شدن كروموزوم x  جنس ماده كه براي برابري ژنومي در پستانداران رخ ميده  يك نوع جبران مقداري(Dosage Compensation) هست   ولي در مگس سركه براي جبران مقداري مكانيسم متفاوت هست و رونويسي از ژنهاي كروموزوم x در جنس نر دو برابر صورت ميگيره. چند نكته كه تكرارش خالي از لطف نيست:

الف)در سلولهای سوماتیکی پستانداران؛ماده یکی از کرموزومهای xمتراکم و غیر فعال شده و فقط یک کروموزوم xغعال وجود دارد.

ب)غیر فعال شدن کرموزوم x در مراحل اولیه رشد جنینی صورت می گیرد .یعنی در مرحله مورولا یا سه روز بعد از لقاح ؛غیر فعال شدن شروع و تا پایان هفته اول جنینی ,کامل می شود.

ج)غیر فعال شدن کروموزوم xبا منشا پدری یا مادری ,کاملا تصادفی است.اما هنگامی که یک xبه صورت تصادفی در یک سلول غیر فعال شد تمام سلول هایی که از این سلول و از طریق تقسیم میتوز حاصل می شوند ،از همان وضعیت طبعیت کرده وهمان xشان غیر فعال می شود.